تاریخچهی شهر قم:
مهدی مستقیمی/کارشناس
ارشد تاریخ
،
20/3/85
بر
اساس مشهورترین روایات تاریخی، بنیاد شهر قم به قرنها پیش از ظهور
اسلام میرسد. علیرغم موقعیت نه چندان مناسب جغرافیایی، قم از
دیرباز یکی از سکونتگاههای مهم مرکز فلات ایران بوده و شک نیست که
در دورهی اشکانیان و ساسانیان جایگاه شناخته شدهای داشته است.1
کاوشهای اخیر باستانشناسی نیز این نکته را اثبات میکند. اما
عمدهی اعتبار شهر قم مربوط به دورهی اسلامی است و جغرافینویسان
نیز بیشتر به ثبت اطلاعات و آگاهیهای قم در عهد اسلامی
پرداختهاند.
در
خصوص وجه تسمیهی قم نظرات متفاوتی در منابع قدیم و تحقیقات جدید
دیده میشود که شاید دقیقترین آنها این باشد که قم معرب کوم یا
کومه بوده که در عهد باستان به این سرزمین گفته میشده است.2
اما در خصوص وجه تسمیهی قم روایتی مذهبی نیز وجود دارد که چون
پیامبر اسلام(ص) در شب معراج شیطان را از این سرزمین
طرد نمود، این مکان قم نام گرفت.3 در هر صورت آن چه
مسلم است، نام قم در متون جغرافیایی و تاریخی دورهی اسلامی به
همین شکل آمده است. در اکثر منابع جغرافیایی عهد اسلامی شرحی به
تفصیل یا اختصار از قم و ویژگیهای آن دیده میشود.4
قم
در سال 23 هـ.ق توسط سپاه مسلمانان به فرماندهی ابوموسی اشعری فتح
شد و از آن پس به عنوان بخشی از بلاد اسلامی درآمد. از اواخر قرن
اول هجری گروهی از اعراب اشعری در قم ساکن شدند. بر اساس گزارشهای
مورخان اکثر ساکنان قم را از همان آغاز عهد اسلامی شیعیان تشکیل
میدادند؛ خاصه آن زمان که روایاتی از ائمه علیهمالسلام نیز در
مورد قداست و منزلت این مکان منتشر گردید بر تعداد شیعیان قم
افزود.5
یکی از مهمترین وقایع تاریخ قم در قرون نخستین اسلامی ورود حضرت
فاطمه معصومه(س) به این شهر است. این بانو که یکی از
دختران امام موسی کاظم(ع) است، در سال 201 هـ.ق برای
دیدار برادر بزرگوار خویش حضرت رضا(ع) که در مرو نزد
مأمون خلیفه عباسی به سر میبرد، از مدینه رهسپار خراسان گردید.
اما در میان راه بیمار شد و از همراهان خواست تا وی را به قم
برسانند. حضرت فاطمه معصومه(س) در قم درگذشت و مدفن او
یکی از زیارتگاههای شیعیان گردید.6
تا
پیش از حملهی مغول در آغاز قرن هفتم هجری، قم کمابیش از موقعیت
مناسبی برخوردار بوده و علیرغم کمبود آب آشامیدنی شهری کشاورزی و
تجارتی بوده است. ابنحوقل جهانگرد و جغرافیدان قرن چهارم هجری
در توصیف قم مینویسد: «شهر قم حصاری دارد و فراخ نعمت است...
میوهها و درختان پسته و فندق دارد... همهی مردم قم بیاستثنا
شیعه و اغلب آنان عرباند و زبانشان فارسی است.»7 اما
حمله مغولان به قم آسیب فراوان رساند. مورخان و جغرافینویسان قرن
هشتم هجری به بعد بدین نکته اشارهی دقیق دارند.8
قم
پس از تاخت و تازهای مغولان مدتها توسط امیران محلی و حکام
وابستهی تیموری دست به دست شد و قطعاً این افت و خیزها بر روند
پیشرفت آن تأثیر منفی داشت. در اوایل قرن دهم هجری با تشکیل دولت
قدرتمند و شیعه مذهب صفویه، قم مجدداً مورد توجه قرار گرفت و
مساجد، مدارس و کاروانسراهایی در آن ساخته شد و رونق تجاری و
زیارتی یافت. تنی چند از شاهان صفوی نیز در قم دفن شدند.
از این زمان به بعد نام و نشان قم را در نوشتههای جهانگردان
اروپایی هم میبینیم که به لطف ثبات سیاسی و رونق اقتصادی عصر
صفویه به گشت و گذار در پهنهی ایران میپرداختند.10
شهر قم در عصر قاجاریه، خاصه هم زمان با وقایع مشروطه از نظر سیاسی
و اجتماعی جایگاه خاصی داشته است؛ مشروطهخواهان در مهاجرت دوم خود
که به مهاجرت کبرا مشهور است در قم مستقر شدند و خواستهای خود را
از این شهر به اطلاع شاه و دولت قاجار رساندند.11 در
اواخر عصر قاجار با ورود روحانی و زعیم عالیقدر شیعه مرحوم
آیتا... حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم و تأسیس حوزهی علمیه
اسلامیه در این شهر در سال 1340 هـ.ق12 موقعیت اجتماعی
و فرهنگی قم بیش از پیش افزون گردید و به عنوان یکی از پایگاههای
مهم فرهنگی جهان اسلام درآمد.
قم
در دو جنگ جهانی از اشغال بیگانگان در امان نماند که پیامد آن
فشارهای شدید اجتماعی و اقتصادی بر مردم بود. در عصر پهلوی قم
پایگاه اصلی مخالفت با سیاستهای ضد مذهبی حکومت و پرورشدهندهی
شخصیتهای بزرگ و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بود که نمونهی
بارز آن حضرت امام خمینی(ره) میباشد. دو حادثهی مهم
قم در 15 خرداد 1342 و 19 دیماه 1356 با رهبری مرجعیت شیعه
طلیعههای فجر انقلاب اسلامی است که جایگاه و اعتبار این شهر را در
عصر معاصر بیش از پیش نمایان میسازد.13
***
پینویسها:
.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه ج 38، ص 463؛ نیز: کوچکزاده، محمدرضا،
تاریخ قم و مساجد تاریخی آن، انشراح، چاپ اول، 1380، صص 23 و 24.
.
ناصر الشریعه، محمدحسین، تاریخ قم، با تعلیقات علی دوانی،
دارالفکر، بی تا، ص 12؛ نیز: کوچک زاده، همان، ص30.
3
.
ناصر الشریعه، همان، صص 12 و 13، کوچکزاده، همان، صص 25 و 26.
4
.
برای نموننه رک: یعقوبی، البلدان، ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتی،
شبگانه ترجمه و نشر کتاب، چاپ سوم 1356، ص 48؛ نیز: قزوینی، زکریا
بن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه جهانگیر میرزا قاجار،
به تصحیح میرهاشم محدث، امیرکبیر، چاپ اول، 1383، ص 513 به بعد.
5
.
ناصر الشریعه، همان، صص 6 و 7.
6
.همان، صص خ و ذ.
7
.
ابن حوقل، ایران در صورة الارض، ترجمه دکتر جعفر شعار، امیرکبیر،
چاپ دوم، 1366، ص113.
8
.
مستوقی، حمدالله، نزهه القلوب، به اهتمام گای لسترنج، دنیای کتاب،
چاپ اول، 1362، ص67.
9
.
ناصر الشریعه، همان، ص4.
10
.
گابریل، آلفونس، تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران، ترجمه فتحعلی
خواجه نوری، ابن سینا، چاپ اول، 1348، صص 78، 79، 153، 154.
11. برای اطلاع بیشتر رک: کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران ج1،
امیرکبیر، چاپ شانزدهم، 1363، ص106به بعد.
12. برابر با 1300 هـ.ش؛ برای اطلاع بیشتر رک: ناصر الشریعه، همان،
صفحه «ش».
13. برای اطلاع بیشتر رک: مدنی، دکتر سیدجلال الدین، تاریخ معاصر
ایران ج2، انتشارات اسلامی، 1361؛ نیز: کوچک زاده، همان، صص 48 تا
54.